بمناسبت تغییرات در لایحه بودجه توسط مجلس توصیه های مکرر امام خامنه ای به مجلس برای مدارا با دولت
اگر فرض کنیم یک تکلیفى بر دوش دولت گذاشتیم، اعتبارش را تصویب نکردیم؛ خوب، این نمیشود؛ اینها مشکلات دارد. یا فرض بفرمائید دولت لایحهاى را به مجلس مىآورد - که دولت طبعاً با توجه به امکاناتش، با توجه به قدرت خودش، با توجه به موجودى کشور و زمینههاى مساعد، این لایحه را تنظیم کرده - بعد در مجلس تصرفاتى در این لایحه میشود که بکلى یک چیز دیگرى از آب در مىآید. غالباً دولتىها از این جهت به ما گله میکنند. بنده هم دستم در کار است. من، هم در دولت، هم در مجلس بودهام؛ میدانم...
به گزارش حیات، این روزها شاهد تصویب جزییات لایحه بودجه سال 1392 توسط مجلس شورای اسلامی هستیم. امری که هنوز بررسی بودجه پایان نیافته مکررا توسط اعضای اقتصادی دولت مورد اعتراض واقع شده است. حذف بسیاری از بندهای بودجه و پیشنهادهای شخصی نمایندگان که به اسم پیشنهاد کمیسیون در صحن تصویب میشوند از جمله این اعتراض ها هستند.رهبر معظم انقلاب بارها و بارها در این چند سال اخیر، در دیدار با نمایندگان مجلس نسبت به همکاری و تعامل با دولت و قانونگذاری با توجه به نیاز و خواست دولت تاکید داشته اند. اما متاسفانه باز هم شاهد ایجاد درگیری و تقابل از سوی نمایندگان و کشاندن این تقابل به سطح جامعه هستیم.در ادامه گزیده ای از بیانات معظم له به نمایندگان در سالهای اخیر را مرور میکنیم:استقلال از دولت معنایش پریدن به دولت نیستبنده به استقلال مجلس خیلى اهمیت میدهم و معتقدم واقعاً مجلسِ مستقل یکى از نعم بزرگ است. بعضى تصور میکنند، بعضى هم این را هى توى رسانهها مطرح میکنند؛ خیال میکنند مظهر استقلال از دولت، پریدن به دولت است. اینجورى نیست. بحث این دولت و آن دولت نیست؛ در همهى دورهها، توى این چند سال - میدانید دولتهاى مختلفى بودند - بنده همیشه همین را تذکر دادم. استقلال از دولت معنایش این نیست که آدم باید دائم با دلیل و بىدلیل، هى بپرد به دولت؛ به این کارش، به آن کارش؛ کارهائى که اصلاً لزومى ندارد انسان اعتراض کند. خب، یک قانونى بگذارید برخلاف آن جهتى که او دارد حرکت میکند. به هر حال اینها چیزهاى لازمى است. بیانات در دیدار نمایندگان مجلس نهم ۹۱/۰۳/۲۴دولت به قانون باید عمل کند/ در سر بالایی ها به دولت سختگیری نکنیدیک نکتهى دیگر این است که شما این سه سالى که در پیش دارید، با این دولت جدید بناست مجتمعاً کشور را اداره کنید؛ شما در یک جهت، دولت در یک جهت؛ شما مقنن، دولت مجرى؛ باید با هم کار کنید. بنا را بر مماشات، مدارا و روح همکارى بگذارید. البته ما تذکراتى هم در این زمینه دربارهى همین مسئلهى همکارى به دولت داریم و خواهیم گفت - در جلسات با عناصر محترم دولت و با مجموعهى دولت - او به جاى خود محفوظ؛ اما آن چیزى که به شما میخواهیم عرض کنیم، این است که بنا را بر این بگذارید که با دولت همکارى بشود. دولت آن کسى است که توى میدان است. من هم توى مجلس بودم، مثل شماها نماینده بودم، هم توى دولت بودم؛ هر دو حالت را من درک کردم. خوب، بله، نماینده متوقع است که من زحمت میکشم، مىنشینم قانون میگذارم، باید به این قانون عمل بشود؛ این حرف درستى است، حرف حقى است؛ اما دولت هم حرف حقى دارد؛ دولت میگوید من توى این سنگلاخ، توى این راه دشوار، توى این سربالائىِ نفسگیر، دارم با این همه بار میروم؛ یک جا گیر میکنم، کمکم کنید؛ سختگیرى نکنید. دولت، آن عنصر وسط میدان است؛ وسط معرکه است. توى این دستهجات سینهزنى عَلمهائى حمل میشود - ظاهراً اینجاها به آن میگویند عَلم یا علامت؛ ما در مشهد به آن میگوئیم جریده، یعنى همین علامتهاى بزرگ - که گاهى ده شاخه، دوازده شاخه است و خیلى هم سنگین است. این گردنکلفتهاى مشهد مأمور کشاندن این جریده بودند؛ خیلى هم سخت بود. یادم هست این جریدهها را توى بازار مىآوردند. یک جائى از بازار بود که یک قدرى وسیعتر هم بود؛ آنجا باید این را دور میزدند و نمایش میدادند و کارهائى میکردند. این یک نفرى که داشت جریده را حمل میکرد، ده نفر، دوازده نفر از او پذیرائى میکردند: یکى عرقش را پاک میکرد، یکى آب توى دهنش میکرد، یکى خداقوّت میگفت، یکى گاهى شانهاش را مالش میداد.با دولت باید مدارا کرد... باید با دولت مدارا کرد. نباید بگذارید کار به اصطکاک برسد. مردم هم واقعاً دیگر از اصطکاک خوششان نمىآید. بعضى از دورههاى مجلس، دورههاى پراصطکاکى بود. بازخورد این تشنجها در مجلس، بازخورد بسیار منفىاى بود. مردم هیچ خوششان نمىآید. هر وقت مردم این رادیوى مجلس را باز میکردند، یک دعوائى توى آن بود؛ یک حرف نیشدار و گزندهاى توى آن بود. مردم این را دوست ندارند. مردم میخواهند ماها که اینجا در مسند مدیریت کشور نشستیم، با همدیگر مهربان باشیم، با هم کار کنیم، نسبت به هم صمیمى باشیم. نه اینکه از گناهان و خطاهاى هم اغماض کنیم؛ ابداً - اینکه هیچ مطلوب نیست، این ضد ارزش است - اما نوع برخوردها، نوع صمیمى، نوع مهربانانه، نوع مؤمنانه و برادرانه باید باشد.بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى ۸۸/۰۴/۰۳نباید در مجلس مطلقا انگیزه اذیت کردن دولت وجود داشته باشدنکتهى دیگرى که همیشه محل کلام بوده است، ما هم عرض کردهایم، شماها هم میگوئید، دولت هم میگوید، مسئلهى همکارى مجلس و دولت است؛ این باید تحقق پیدا کند. اینکه مجلس بگوید از طرف ما همهى کارها انجام گرفته، دولت است که باید جلو بیاید؛ از آن طرف هم دولت بگوید از طرف ما همهى کارهاى لازم انجام گرفته، این مجلس است که باید جلو بیاید؛ این نمیشود. صمیمانه باید همکارى کنیم. هم دولت، هم مجلس، هر کدام در قانون حدودى دارند. البته بعضى از این حدود، واقعاً مشخص نیست. حقیقتاً بعضى از این خطوط، خطوط بارز و شاخصى نیست، که از عیوب قوانین ماست؛ باید ما این خطوط را مشخص کنیم. امروز نیاز کشور به همکارى است؛ یعنى نه در دولت باید انگیزهى نافرمانىِ نسبت به مجلس پدید بیاید و وجود داشته باشد، نه در مجلس بایستى مطلقاً انگیزهى اذیت کردن دولت، معطل کردن دولت وجود داشته باشد. بنابراین هر دو صمیمانه، به صورت واقعى، با ملاحظهى جایگاه یکدیگر، بایستى به هم کمک کنند؛ این یک وظیفهى بسیار مهمى است.تصرفاتی که مجلس در لایحه دولت انجام می دهد... مثلاً در مسئلهى قانون - که حالا محل کلام هم هست - دو طرف با همدیگر گفتگوهائى میکنند. از یک طرف این حرف درست است که دولت باید به قانون عمل کند - یعنى آنچه که شکل قانونى گرفت، وظیفه است که دولت عمل کند - از آن طرف دیگر قانونگذار باید نقش مدیر اجرائى را در نظر بگیرد. اجرا کار سختى است. کسانى از شماها خودشان مجرى بودند، وزیر بودند، یا در بخشهاى مختلف اجرائى حضور داشتند؛ اجرا خیلى فاصله دارد با طراحى اجرا، با آن طرحى که باید انسان تهیه کند تا اجرا شود. بنابراین باید به واقعیتها توجه داشت. دولت، آن عنصر وسط گود است که میخواهد کارها را انجام دهد. باید ما کار دولت را تسهیل کنیم. باید ما کار دولت را رعایت کنیم. درست است که دولت باید به قانون عمل کند، این هم درست است که مجلس باید کارى کند که دولت بتواند به قانون عمل کند؛ والّا اگر فرض کنیم یک تکلیفى بر دوش دولت گذاشتیم، اعتبارش را تصویب نکردیم؛ خوب، این نمیشود؛ اینها مشکلات دارد. یا فرض بفرمائید دولت لایحهاى را به مجلس مىآورد - که دولت طبعاً با توجه به امکاناتش، با توجه به قدرت خودش، با توجه به موجودى کشور و زمینههاى مساعد، این لایحه را تنظیم کرده - بعد در مجلس تصرفاتى در این لایحه میشود که بکلى یک چیز دیگرى از آب در مىآید. غالباً دولتىها از این جهت به ما گله میکنند. بنده هم دستم در کار است. من، هم در دولت، هم در مجلس بودهام؛ میدانم چه جورى میشود عمل کرد و چه جورى میشود درستش کرد و چگونه میشود یک جور دیگر عمل کرد. باید به این نکات توجه شود.بحث سر انقلاب و مصالح کشور است واقعاً باید صمیمانه کار کنند؛ این دیگر مربوط به خط و خطوط سیاسى هم نیست. اینى که ما میگوئیم، خطاب به کسانى نیست که حالا از لحاظ فکر سیاسى همجهت با دولتند؛ نه، حتّى آنهائى که از لحاظ فکر سیاسى، نقطهى مقابل دولتند؛ آنها هم برادران مؤمنند، مسلمانند، بچهى انقلابند. بحث، سر انقلاب است. بحث، سر مصالح کشور است. همه باید اینجور تقیدى را داشته باشند. آن طرف، این قانون اینجورى تنظیم میشود؛ این طرف هم دولت الزام خواهد شد که بله، باید به این قانون عمل کند. اینجورى میشود دولت را عملاً به اجراى قانون الزام کرد. این همکارى از دو طرف باید وجود داشته باشد.بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى ۸۹/۰۳/۱۸حرف که زده شد، پرتاب شد دیگر، جبرانش آسان نیستمطلب دیگر هم همین توصیهاى است که من همیشه دارم و آن، همافزائى با قوهى مجریه است - قوهى مجریه و قوهى قضائیه، لیکن عمدتاً قوهى مجریه؛ چون سر و کار مجلس با قوهى مجریه است - باید همافزائى کرد. نبایستى کار را جورى تنظیم کرد، جورى پیش برد که معنایش دعوا و اختلاف باشد؛ این در بیرون، روى مردم، خیلى تأثیراتش بد است. گاهى دیده میشود که مثلاً در مجلس، در یک نطقى، در یک اظهار نظرى، یک حرفى زده میشود. خب، حرف که زده شد، پرتاب شد دیگر. اگر خداى نکرده حرفى باشد که کسى را یا جمعى را متهم کند، جبرانش بهآسانى ممکن نیست؛ مردم را ناامید میکند. امروز مسئولین دارند تلاش میکنند، کار میکنند. نگوئید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد. بنده به ضعفها آگاهم. شاید بنده بعضى از ضعفها را هم بدانم که خیلىهاى دیگر ندانند. با وجود این ضعفها، آن چیزى که امروز در قوهى مجریه وجود دارد، یک شاکلهى خوب و مطلوب است. در کشور دارد کار انجام میگیرد. خب، بایستى همکارى کرد، باید کمک کرد؛ هم مجلس کمک کند به دولت، هم دولت کمک کند به مجلس؛ هم قانون فصلالخطاب است براى عمل دولت، هم گرایشهاى دولت و تشخیصهاى دولت یک اشاره است به قانونگذار براى کیفیت قانونگذارى. این مسئله با استقلال مجلس منافات ندارد. من نمایندهى مجلس هم بودم، رئیس دولت هم بودم؛ من هر دو جا را تجربه کردم. در طول این سالهاى متمادى هم، هم مجالس را دیدم، هم دولتها را دیدم. هیچ اشکالى ندارد که یک مجلسى قانون صحیح و درست و قوى و منطقى را جورى تنظیم کند که براى دولت، رفتار طبق آن قانون، عملى باشد، ممکن باشد، آسان باشد. اگر این شد، معنایش این نیست که مجلس استقلال ندارد. بعضىها که شاید میخواهند سر به تن این مجلس هم نباشد، آدم مىبیند که شدهاند دلسوز استقلال مجلس: آقا مجلس استقلال داشته باشد! این هیچ منافاتى با استقلال مجلس ندارد. چون دولت اینجوری میخواهد، ما نمیکنیم!!انسان نگاه کند ببیند دولت چه جورى میتواند عمل کند، چه جورى بهتر میتواند عمل کند، چه جورى آسانتر میتواند عمل کند، قانون را تنظیم کند و در این مجرا بیندازد؛ این ممکن است، هیچ اشکالى هم ندارد. از آن طرف هم وقتى قانون تهیه شد، منجّز شد، دولت موظف است با همهى وجود، با همهى قوا، بدون بهانهگیرى، طبق آن قانون عمل کند. دو طرف قضیه، اینجورى است؛ یعنى هر دو میتوانند به هم کمک کنند، همافزائى کنند؛ این لازم است، این باید انجام بگیرد. اگر چنانچه از هر دو طرف یک بهانههائى اتفاق افتاد؛ این طرف گفت نه، این قانون را چون دولت اینجورى میخواهد، ما نمیکنیم؛ آن طرف هم گفت چون این قانون، این گوشهاش کج است، ما هم زیر بار نمیرویم؛ خب، این که نمیشود؛ اوضاع مملکت نمیچرخد. رفق، خوب است؛ رفق، همسازى، همیارى، مدارا. در باب رفق روایاتى داریم. رفق یعنى سازگارى؛ انسان سازگارى نشان بدهد. آن که آدم نباید با او سازش کند، دشمن است؛ آدم با دوست باید سازگارى نشان دهد. بالاخره باید تحمل کنند؛ یک چیزى را این از آن تحمل کند، یک چیزى را آن از این تحمل کند.بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى ۹۰/۰۳/۰۸